ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )

1728

سفرنامه شاردن ( فارسى )

پادشاه چون به فراست دريافت محمد قلى خان به سبب رنج سختى كه بر او رسيده بىخويشتن و گستاخ شده بر او رحمت آورد ، و به جاى اين كه به كشتنش فرمان دهد ، دستور داد در قزوين او را به زندان كنند . محمد قلى خان وقتى آگاه شد به حكومت قندهار منصوب گرديده از شادمانى بسيار در شگفت و سرگشته شد . زيرا از يك سو از بند زندان رها شده بود ، و از دگر سو حكومت ولايتى را كه از طرف مشرق كليد كشور ايران بود به وى سپرده بودند ؛ و راستى امرى غريب مىنمود كه حكومت ولايتى بدان عظمت را به كسى دهند كه سيزده سال عمر خود را به فرمان شاه در زندان گذرانده است ، و بيم نكنند آن ايالت را در برابر گرفتن چند ميليون به پادشاه هند تسليم كند . حقيقت اينست كه شاه بايد دل شير داشته باشد و به وفادارى و راستگارى كارداران خود اطمينان كامل داشته باشد كه چنين حكمرانانى برگزيند . به هنگامى كه ايران دچار اين شوريدگيها و نابسامانيها بود از سوى قزاقهاى مسكوى كه دو ماه پيش در حدود هيركانى واقع در سواحل درياى خزر تجاوز و تاخت و تاز كرده بودند چهار نماينده به دربار ايران رسيدند . پيش از اين كه به شرح اين هجوم و اثرات آن بپردازيم مناسب مىنمايد نخست موجبات اين تجاوز را بياورم . در سال 1664 هيأت سفارت معتبرى از مسكو به ايران آمد . اين هيأت متشكل از دو سفير و هشتصد عضو و چندين خدمه بود . هيأت مذكور هداياى گرانبهايى مشتمل بر دو كالسكهء مجلل مطلّا ، چند رأس اسب اصيل روسى ، و برخى جانوران آن سرزمين مثل روباه ، خرس سفيد ، سگهاى مخصوص آن كشور ، و از همه مهم‌تر و گرانبهاتر مقدار زيادى پوست سمور بود ، و بهاى اين هدايا كه براى شاه آورده بودند از پنج هزار تومان برابر دويست و پنجاه هزار ليور تجاوز مىكرد . اين گروه ظاهرا به عنوان سفارت اما در واقع براى بازرگانى به ايران آمده بودند ، و بر اين نيت بودند به نام سفارت سوداگرى كنند ، و بدون پرداختن حقوق گمركى بعضى جنسها را به داخل بياورند . و اجناس مورد پسند خود را بخرند و ببرند . چنان كه در همين سفر در پايتخت هشتاد هزار تومان معادل چهار ميليون ليور پوست سمور فروختند ، و بقيهء اجناس مورد معامله را مىتوان بر اين قياس سنجيد . با وجود اين عمل نادرست ، در به دو ورود ، شاه به حرمت و مهربانى از آنان پذيرايى كرد ، و مخارج آنان را به قرار روزى ده تومان معادل پانصد ليور از خزانه